اخبار علم، تکنولوژی، صنعت و تجارت


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



آخرین مطالب

 



 

با توجه به مطالب مذکور می توان ‌به این نکته تأکید کرد که تلاش در جهت معرفی و شناسایی جایگاه هوش اخلاقی، مسئولیت­ پذیری و سرمایه اجتماعی در رشد و پرورش شخصیت متعادل و متوازن افراد از جمله دانشجویان و نقش در بهبود ارتقاء عملکرد درسی و آموزشی آن ها دارای اهمیت قابل توجهی است. نتایج این پژوهش را می توان در جهت رشد و پرورش هوش اخلاقی، مسئولیت پذیری و سرمایه اجتماعی در دانشجویان به کار برد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساده و چندگانه بین هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان دانشگاه کاشان می‌باشد.

شکل(۱-۱) مدل مفهومی تحقیق

 

 

 

خود مدیریتی

 

درستکاری

 

امانت­داری

 

دلسوزی

 

بخشش

 

وظیفه­ شناسی

 

 

 

سازمان­یافتگی

 

مشارکت اجتماعی

 

 

 

اعتماد اجتماعی

 

پیشرفت­گرایی

 

تعلق اجتماعی

 

انسجام اجتماعی

 

شکل(۱-۱) مدل مفهومی تحقیق بر اساس مدل هوش اخلاقی از لنینک و کیل(۲۰۱۱) با سه مؤلفه (راستگویی­، دلسوزی­، بخشش­) و سرمایه اجتماعی از (ناهاپیت و گوشال[۱۱]، ۱۹۹۸ و پوتنام[۱۲]، ۲۰۰۰) با ابعاد (مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعلق اجتماعی، انسجام اجتماعی) و مسئولیت­ پذیری با ابعاد (خودمدیریتی، امانت­داری، وظیفه­ شناسی، سازمان­یافتگی و پیشرفت­گرایی) ترسیم شده است.

 

۱-۲اهمیت و ضرورت پژوهش

 

یکی از اهداف و وظایف مهم نظام آموزش عالی هر کشور، پرورش نیروی انسانی متخصص و کارآمد مورد نیاز جامعه است. دانشگاه­ها در دنیای پویا و پرمخاطره­ امروز برای این که بتوانند بقای خودشان را تحکیم بخشند، باید دانشجویان خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی و فراگیری هوش اخلاقی، ارتباطات میان اعضای یک سازمان و احساس مسئولیت­ پذیری اجتماعی نماید. چرا که رعایت آن­ها باعث دلگرمی دانشجویان و باتبع آن افزایش کیفیت و خدمات و در نهایت جلب رضایت ارباب­رجوع و تثبیت بقای دانشگاه­ها خواهد شد. ‌بنابرین‏ هرچه دانشجویان از هوش اخلاقی بالاتری برخوردار باشند، سرمایه ­های اجتماعی ارزشمندی برای دانشگاه­ها هستند. ‌بنابرین‏ انتظار می­رود افراد با هوش اخلاقی و مشارکت و احساس مسئولیت اجتماعی بالا کارهای درست را انجام داده و اعمال آن­ها پیوسته با ارزش­ها و عقایدشان هماهنگ بوده و عملکرد بالایی داشته باشند. با توجه ‌به این که انتظار می­رود انسان­های فرهیخته جامعه از دانشگاه برخاسته و در بطن دانشگاه پرورش یابد و همان گونه که یافته ­های پژوهشگران نیز نشان می­دهد تصوّر بر این است که اساتید و کارکنان بتوانند تأثیر شدید بر توسعه ذهنی و اخلاقی و انسجام و احساس مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان باشند و همچنین مسئولیت­ پذیری اجتماعی ‌به این نکته اشاره دارد که از همه دانشجویان انتظار می­رود به بهترین نحو از مهارت ­ها و تجربه خود استفاده نموده و استانداردهای حرفه­ای را رعایت نمایند لذا بررسی میزان برخورداری دانشجویان از توانمندی­های اخلاقی حائز اهمیت می­­باشد.

 

با توجه به روند رو به افزایش دانشگاه­ها و افراد تحصیلکرده از یک سو و مشکلات اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی جامعه از سوی دیگر، در طول سال­های گذشته مسأله هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی و مسئولیت­ پذیری اجتماعی اهمیت ویژه­ای یافته است. این امر زمانی محقق می­ شود که هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی و میزان مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان در قالب و ساختار برنامه­ ریزی و آموزش در محیط دانشگاه­ها و مراکز آموزشی جایگاهی شایسته داشته باشد. در واقع یکی از عوامل پل ارتباطی میان دانشگاه و دانشجویان ‌می‌توان گفت اساتید و کارکنان ‌می‌باشد.

 

از این رو انجام این تحقیق در دانشگاه و در دیگر محیط­های اجتماعی و فرهنگی ضروری به نظر می‌رسد زیرا فراگیری و به کارگیری مؤلفه­ های هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی و مسئولیت­ پذیری در سازمان­ها، بخصوص سازمان­ های آموزشی افراد را در دستیابی به اهداف آموزشی­شان یاری می‌کند.

 

با توجه به مطالب مذکور می توان ‌به این نکته تأکید کرد که تلاش در جهت معرفی و شناسایی جایگاه هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی و مسئولیت­ پذیری در رشد و پرورش شخصیت متعادل و متوازن افراد از جمله دانشجویان و نقش در بهبود ارتقاء عملکرد درسی و آموزشی آن ها دارای اهمیت قابل توجهی است. این پژوهش در حکم برداشتن گام­های اولیه جهت معرفی، اعتباربخشی و مشروعیت بخشیدن به نقش و اهمیت هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی و مسئولیت­ پذیری در برنامه درسی و برنامه ­های فرهنگی آموزش عالی می‌باشد. از سوی دیگر با توجه به سابقه و پیشینه گرایش­های عاطفی، اخلاقی و معنوی جامعه ایران و نیز ظرفیت بالقوه عاطفی و اجتماعی موجود در این کشور که نوعاً در میان دانش ­آموزان و دانشجویان به عنوان آینده­سازان این خطه نمود می­یابد، لذا پژوهش حاضر درصدد است وضیعت هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان در محیط­های دانشگاهی و آموزشی را مورد مطالعه قرار دهد. از این دیدگاه، نتایج و یافته ­های این پژوهش می ­تواند مورد استفاده و استناد سیاستگذران و برنامه­ ریزان آموزش عالی در آینده قرار گیرد و همچنین از یافته ­های این تحقیق، مسئولین فرهنگی دانشگاه، مدیران و روسای دانشکده ­ها می ­توانند در جهت بهبود برنامه ­های آموزشی و فرهنگی دانشگاه بهره ببرند.

 

۱-۳ اهداف تحقیق

 

۱-۳- ۱هدف کلی تحقیق:

 

تحلیل روابط ساده و چندگانه بین هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان دانشگاه کاشان

 

۱-۳-۲ اهداف جزیی:

 

۱٫تعیین میزان هوش اخلاقی دانشجویان

 

۲٫تعیین میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان

 

۳٫تعیین میزان مسئولیت­ پذیری اجتماعی دانشجویان

 

۴٫تحلیل رابطه بین مؤلفه­ های هوش اخلاقی (درستکاری، دلسوزی، بخشش ) با میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان

 

۵٫ تحلیل رابطه بین مؤلفه­ های سرمایه اجتماعی (مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعلق اجتماعی، انسجام اجتماعی) با میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان

 

۶٫مقایسه میزان هوش اخلاقی دانشجویان بر حسب ویژگی­های دموگرافیک (جنسیت، رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی)

 

۷٫ مقایسه میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان بر حسب ویژگی­های دموگرافیک (جنسیت، رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی)

 

۸٫ مقایسه میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان بر حسب ویژگی­های دموگرافیک (جنسیت، رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی)

 

۱-۴ فرضیات تحقیق

 

۱-۴-۱ فرضیه اصلی:

 

بین هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان دانشگاه کاشان رابطه وجود دارد.

 

۱-۴-۲ فرضیه فرعی

 

۱٫ میزان هوش اخلاقی، دانشجویان بالاتر از حد متوسط است

 

۲٫میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان بالاتر از حد متوسط است.

 

۳٫میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان بالاتر از حد متوسط است.

 

۴٫ بین مؤلفه­ های هوش اخلاقی(درستکاری، دلسوزی، بخشش) با میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان رابطه وجود دارد.

 

۵٫ بین مؤلفه­ های سرمایه اجتماعی (مشارکت اجتماعی، اعتماداجتماعی، تعلق­اجتماعی، انسجام اجتماعی) با میزان مسئولیت­ پذیری دانشجویان رابطه وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:23:00 ق.ظ ]




 

بلکه راه ورود به قرآن تنها از طریق اهل بیت(علیهم السلام)است; زیرا آنان ترجمان واقعى قرآنند
«تفکر غالب و حاکم بر جوامع امروزى که در اسناد بین المللى، بخصوص اسناد حقوق بشرى مثل منشور ملل متحد، اعلامیه جهانى حقوق بشر، میثاق بین المللى حقوق مدنى و سیاسى، کنوانسیون محو هر نوع تبعیض علیه زنان، کنوانسیون حقوق کودک و اسنادى از این قبیل منعکس است; رعایت تساوى بین زن و مرد و عدم تبعیض و تفاوت بر اساس جنس مى باشد. به موجب این طرز تفکر، نباید مقرراتى وضع و احکامى مقرر و اجرا گردد که نشان دهنده نوعى امتیاز و برترنگرى مرد نسبت به زن باشد… مهم این است که در وضع احکام و تکالیف و حقوق و مسئولیت ها نباید به چیزى دیگر جز تفاوت طبیعى موجود بین زن و مرد توجه کرد و هر حکمى که مبنایش پایین تر دانستن ارزش انسانى زن نسبت به مرد باشد باید ملغى گردد ….» [۹۹]پاسخ این سخن امر روشنى است; زیرا بحث اختلاف احکام و تفاوت هاى زن و مرد به معناى تفاوت ارزشى زن و مرد نیست، بلکه تفاوت هاى ظاهرى و طبیعى مسلّماً تفاوت هایى را در انجام تکالیف نیز در پى دارد. مثلا، زن به خاطر ساختار طبیعى که دارد در ایامى از ماه و به طور متوسط نزدیک به سه ماه از سال، از انجام برخى تکالیف و وظایف دینى معاف بوده، حتى در بعضى موارد (مانند نماز) از بجا آوردن قضاى آن نیز معاف شده است. حال آیا این تفاوت زن و مرد در انجام تکالیف و وظایف دینى به معناى پایین بودن ارزش زن است؟!بدیهى است که این معافیت و تفاوت وى با مردان در انجام تکالیف به معناى کم ارزش بودن زن نسبت به مرد نیست، بلکه شرع مقدّس در پى تفاوت هاى جسمى و طبیعى که بین زن و مرد وجود دارد تفاوت هایى را در انجام تکالیف نیز قایل شده است.

 

 

نکته دیگر اینکه از سویى، تاریخ صدور احکام اسلام و از جمله دیه و قصاص به قدمت دین مبین اسلام و در برخى موارد حتى به قدمت تاریخ خلقت بشر است; یعنى زمانى که نه سازمان هاى بین المللى وجود داشتند و نه کنوانسیون هاى مختلف تا تحت تأثیر این مجامع و سازمان ها واقع شود.

 

«با آنکه ظاهراًً قانون گذار ‌در مورد قتل عمد از دیدگاه برابر، مجازات قاتل را مشخص ‌کرده‌است و قاتل را اعم از آنکه خون مردى را ریخته باشد یا جان زنى را گرفته باشد، محکوم به قصاص نموده است، اما شرطى که قصاص مستلزم انجام آن شده است مى تواند در عمل مانع قصاص گردد; زیرا در بیشتر موارد قصاص مرد قاتل که زنى را کشته عملا به تعویق مى افتد و خاک سرد زمان، اولیاى دم را از اصرار بر قصاص که با پرداخت پول قابل توجهى ملازمه دارد، باز مى دارد. بدین سان، مى توان نتیجه گرفت که قانون گذار با یک تیر دو نشان زده است. از یک سو، قیمت جان زن را نصف جان مرد قرار داده است که به تنهایى نابرابرى در حقوق اولیاى دم یعنى زیان دیدگان از وقوع جرم را در بر دارد، از دیگر سو، قصاص را موکول به پرداخت یک دوم دیه مرد به قاتل نموده است که این شرط هم به طور غیر مستقیم از شدت و قوت مجازات قصاص مى کاهد و عملا نابرابرى در تحمل مجازات را نسبت به مردى که به عمد زنى را کشته است روا مى دارد…

 

تحلیل ها و ارزیا بی ها:

 

۱-در اسلام ارزش واقعى انسان ها به بهاى بدنى آنان نیست تا با برخورد با چنین احکامى تصور شود که ارزش زن کمتر در نظر گرفته شده است یا ارزش مرد بیشتر است، بلکه در اسلام ارزش واقعى انسان (فارغ از رنگ، جنس، زبان، نژاد و مانند آن)، ایمان به خدا، عمل صالح، تقوا، انسانیت، نایل شدن به مراتب والاى قرب الهى و… است. ‌بنابرین‏، بهاى انسان را در تفاوت زن و مرد در دیه و قصاص نباید جستجو کرد; زیرا این تفاوت ها به معناى قیمت نهادن به شخص و شخصیت زن یا مرد نیست.

 

۲٫ در مواردى که مردى در برابر زنى قصاص مى شود با پرداخت نیمى از دیه قاتل به خانواده او، خسارتى که در اثر عدم حضور وى متوجه خانواده مى شود جبران مى گردد. و این بدان دلیل است که غالباً وظیفه اداره خانواده بر عهده مردان است.

 

۳-ممکن است بعضى ایراد کنند که در آیات قصاص دستور داده شده که نباید مرد به خاطر قتل زن مورد قصاص قرار گیرد، مگر خون مرد از خون زن رنگین تر است؟ چرا مرد جنایتکار به خاطر کشتن زن و ریختن خون ناحق از انسان هایى که بیش از نصف جمعیت روى زمین را تشکیل مى دهند قصاص نشود؟! در پاسخ باید گفت: مفهوم آیه ۱۷۸ بقره این نیست که مرد نباید در برابر زن قصاص شود، بلکه همان گونه که در فقه اسلام مشروحاً بیان شده، اولیاى زن مقتول مى توانند مرد جنایتکار را به قصاص برسانند به شرط آنکه نصف مبلغ دیه را بپردازند. به عبارت دیگر، منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قید و شرط است ولى با پرداخت نصف دیه، کشتن او جایز است[۱۰۰].

 

دیه جنبه مجازات دارد که طرف حواسش را جمع کند و دیگر از این اشتباهات نکند و هم جبران خسارت اقتصادى است. یعنى مردى یا زنى از این خانواده از میان رفته است، جاى او خالى است و این خلأ، خسارت اقتصادى به آن خانواده وارد مى کند. براى پر کردن این خسارت اقتصادى دیه داده مى شود[۱۰۱].

 

لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ ‌در مورد قصاص مرد رعایت حقوق همه افراد را کرده و از این خلأ اقتصادى و ضربه نابخشودنى، که به یک خانواده مى خورد جلوگیرى نموده است[۱۰۲].

 

رسیدگى به امور قضایى امرى است که براى صدور حکم و اجراى آن نیازمند زمان مى باشد. و گذشت زمان به ویژه در پرونده اى مانند قتل هیچ تأثیرى در اراده و خواست اولیاى دم ندارد. گاهى اتفاق افتاده است که اگرچه قاتل و مقتول هر دو مرد یا زن بوده اند، اما متهم تا رسیدگى کامل به پرونده و صدور حکم، سال هاى متمادى در زندان به سر برده است و پس از اثبات جرم، حکم به اجرا گذاشته شده و قاتل به درخواست اولیاى دم، قصاص شده است. ‌بنابرین‏ هیچ گاه خاک سرد زمان موجب نمى شود که اولیاى دم، مقتول را فراموش نمایند و از حق خویش بگذرند و فرصتى براى قاتل پیش بیاید. همچنین مراجع قضایى هرگز چنین اهدافى را دنبال نمى کنند .

 

فصل دوم :

 

رویکرد فقهی ، حقوقی به تأثیر جنسیت در دیه

 

با بررسى دلایل و شواهدى که در این مسئله وجود دارد، جاى هیچ شک و تردیدى نیست که تفاوت دیه زن و مرد از احکام قطعى و مسلم اسلام و مورد اتفاق همه مذاهب اسلامى است؛ اما این پرسش همچنان براى بسیارى مطرح است که چرا شارع مقدس دیه زن را نصف دیه مرد قرار داده است؟ در پاسخ باید گفت که پرسش از چرایى تفاوت دیه زن و مرد، پرسش جدیدى نیست و در عصر امامان معصوم‏علیهم السلام نیز این پرسش مطرح بوده است. در روایت هایى که از امامان معصوم‏علیهم السلام در این زمینه سؤال شده، محور اصلى پاسخ ها را تعبد نسبت به احکام الهى و پاى بندى به سنت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) تشکیل مى‏دهد که این همان روح شریعت و اساس دین دارى است و بدون آن اسلام و مسلمانى جز ظاهرى توخالى چیزى نخواهد بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:47:00 ق.ظ ]




 

    1. Harackiewicz, J.M., and Barron, K.E., and Carter, S.M., and Lehto, A.T., and Elliot, A.J. ↑

 

    1. Lovin ↑

 

    1. Ballson ↑

 

    1. B.- Herge han ↑

 

    1. Ames, C., and Archer, J. ↑

 

    1. Hoppe ↑

 

    1. Brunstein ↑

 

    1. Maier ↑

 

    1. Etkinson ↑

 

    1. Dweek ↑

 

    1. Compel ↑

 

    1. Ebraham Mozlu ↑

 

    1. Michel ↑

 

    1. Moray ↑

 

    1. Alderfer ↑

 

    1. – Self- Determination ↑

 

    1. – Deci , Schwartz & Ryan ↑

 

    1. – Extrinsic Motivation ↑

 

    1. – Intrinsic Motivation ↑

 

    1. – Amotivation ↑

 

    1. – Deci & Ryan ↑

 

    1. – Ryan & Stiller ↑

 

    1. Pintrich ↑

 

    1. Whitehead ↑

 

    1. Wang , J .H.Y & Guthrie , J.T. ↑

 

    1. – Covington & Muller ↑

 

    1. Sholtez ↑

 

    1. Hilgard ↑

 

    1. Alport ↑

 

    1. parvin ↑

 

    1. Coopersmith ↑

 

    1. Marsh ↑

 

    1. Chopman ↑

 

    1. Mandaglyue & Pyriet ↑

 

    1. Bong ↑

 

    1. Haffman, Rose Marie., and Hattie, John A., and Dianne Borders, L ↑

 

    1. Rutter ↑

 

    1. perky ↑

 

    1. Marsh ↑

 

    1. Goodman ↑

 

    1. McReynolds, Morris & Kratochwill ↑

 

    1. Hill ↑

 

    1. -Exogenous ↑

 

    1. -Endogenous ↑

 

    1. Lafon ↑

 

    1. -Auto nomic neurous system ↑

 

    1. -Endocrine Glands ↑

 

    1. -‍‍Central neurous system ↑

 

    1. -Feed back ↑

 

    1. -Tension headache ↑

 

    1. -Hydo and hypethyoidism ↑

 

    1. -Hypogly cemia ↑

 

    1. Koper ↑

 

    1. Lang ↑

 

    1. Pauel & Endait ↑

 

    1. -Forebrain ↑

 

    1. -Mindbrain ↑

 

    1. -Amygdulu ↑

 

    1. -Hidbrain ↑

 

    1. Paul & Endait ↑

 

    1. Sluter & Shildez ↑

 

    1. -Eysenk ↑

 

    1. Seligman ↑

 

    1. Frouid ↑

 

    1. -Moral anxiety ↑

 

    1. -Neuratic anxiety ↑

 

    1. -Id ↑

 

    1. -Superego ↑

 

    1. -Ego ↑

 

    1. -Free- floating ↑

 

    1. -Confrom ↑

 

    1. -Watson ↑

 

    1. -Rayner ↑

 

    1. -Classical conditioning ↑

 

    1. -Mawrer ↑

 

    1. -Bondura ↑

 

    1. -Vicarious exprience ↑

 

    1. -Modeling ↑

 

    1. -Taboo ↑

 

    1. -Symbolic logic ↑

 

    1. Beck ↑

 

    1. Bek ↑

 

    1. -Ellis ↑

 

    1. Ergene ↑

 

    1. Liebert ↑

 

    1. Spielberger ↑

 

    1. Beck & Allis ↑

 

    1. Garnefski N, Kraaij V. ↑

 

    1. Gross ↑

 

    1. Pekrun ↑

 

    1. Bonaccio, S. & Reeve, C. L. ↑

 

    1. Goetz ↑

 

    1. Stiry ↑

 

    1. Paskova ↑

 

    1. Jing, H. ↑

 

    1. Saap ↑

 

    1. Merrica negas ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ق.ظ ]